سبز مثل خدمت!
… هنوز حساب ، کتاب ها از عمل کردهای دوره های قبلی تمام نشده است که باید خودکار و شناس نامه را برداری و راهی صندوق های به صف شده ی انتخابات شوی . درست در بحبوحه ی تکان دادن و بیرون ریختن کثیفی از خانه ، شهر پر از ادامه…
وقتی ضعیفهها شورش میکنند
چش و چال مبارکمان در آمد بس که درباره ضعیفهها راپورت خواندیم! مادرمان هم که هی راه به راه به ما میگوید: ” راپورتچیگری هم شد کار؟! تو نیز مثل دیگر نسوان برو قلیان(۱) چاق کردن برای شویت را یاد بگیر که به درد آیندهات بخورد!”ما نیز در کمال پررویی ادامه…
تریبون آزاد
مگر جز اینست که می خواهیم خود را همیشه مسئول بدانیم و در انجام وظیفه به صحنه های جامعه یاریگر باشیم ؟ مگر جز اینست که می خواهیم تاثیرات سیاسی زنان را هم در مشارکت فعالیتهای محوری جامعه مان داشته باشیم ؟ مگر مهم است که آیا ما زنان هم ادامه…
اعتراض
نمیدونم از کجا باید شروع کنم؛ از کجا باید بگم از دل خستگیهام، از سوالهایی که هر روز و هر ثانیه ذهنمو به خودش مشغول میکنه، از جوابهایی که یک جورایی برای قانع کردن خودم به خودم میگم؛ از کجا باید شروع کرد؟ حرفم را از اعتراضاتی که نسبت به ادامه…
سیاست جنسیتی در اسلام
چند وقت پیش که طبق معمول داشتیم اخبار ۲۰:۳۰ رو میدیدم، ویژه برنامهی جالبی داشت که خیلی توجهم رو به خودش جلب کرد. مصاحبه با بعضی از کاندیداهایی که توی انتخابات مجلس سری قبل شرکت کرده بودند! مصاحبه با نفر اول: (پدری حدودا ۶۰ ساله با لهجهای شیرین) – ببخشید ادامه…
من یک چهرهی سیاسی ناشناختهام
«این چه وضع مملکته؟ هیچ چیز سر جاش نیست، اون از اتوبوسهای شلوغ، مینیبوسهای پر از دود، تاکسیها با کرایهی زیاد، موتورها که یک دفعه میپیچند تو پیاده رو، دوچرخه که فقط آقایون حق استفاده دارند، اونم از کفش،کفش! مگه نمیبینی قیمت را میزنند ۱۶ هزار تومن، میگی قیمت مناسبِ ادامه…
بشور، بساب، بپز!
- میترا: من میگم باور اکثر مردها اینه که ما ناتوانتر از اونها هستیم و از عهدهی انجام کارهای مهم سیاسی بر نمیایم و به هر نحوی که شده میخوان جلو ما رو بگیرن تا وارد کارهای سیاسی نشیم. اصلا چشم ندارن ببینن ما ازشون بهتریم. – فخرالسادات: ببینم اصلا ادامه…
از جامدادی تا سیاست
کل کلای من و سهیلا تمومی نداشت. همیشه سر همه چیز با هم اختلاف نظر داشتیم. سمانه که میومد با پا در میونی اون بحثهای ما دو نفر هم تقریبا جمعبندی میشد چون پختهتر فکر میکرد و حرف میزد. این دفعه بحث من و سهیلا سر این قضیه بود که ادامه…
مادر! فریاد بزن حقت را
۱- مادر! صدای گامهای ژرفت را شنیدم که به طواف مزار پدر همهی تاریخ آمده بودی! اشک میریختی و میخواندی! چه خوب به خاطر دارم ابتدای شعرت را؛ که آمیخته با حزن غریب تو بود؛ آمیخته با شکوائیه از اهریمن، مادر! تو میخواندی و علی(ع) اشک میریخت و فرزندانت تکرار ادامه…
ما حامیان حقوق بشر شدیم!
گفتند شفافسازی! روزی سه بار، صبح، ظهر، شام و … شاید هم بیشتر! در روزنامهها، مجلات، صداوسیما، سخنرانیها و …؛ کم کم باورمان شد باید همه جا و همه چیز شفاف باشد. ما هم شروع کردیم به شفاف سازی. دیوارها مزاحم بودند؛ تا آن جا که میشد برشان داشتیم؛ همه ادامه…
کن کووور زن وسیاست!؟
۱٫ یک رئیس جمهور خانم کدام جمهوری زیر را ترجیح میدهد؟الف – جمهوری کمونیستیب – جمهوری فمینیستیج – هر جمهوری که کلاسش بیشتر باشهد – جمهوری کیلو چنده! شوهر منیژه سالی دو بار منیژه رو میبره دوبی اون وقت من باید صب تا شب بشینم کنج این خونه مملکت رو ادامه…
عکس خورشید
۱همیشه هستم/ آن روز…/ آفتاب زده بود که رفتم پشت بام و مادر را دیدم. رنگ و رویش زرد شده بود. کاش میشد به او سر بزنم! عصر قرار است استاد حسن بیاید گوشه حیاط حمام بسازیم. خدا لعنت کند این قلدر را که دستور داد چادر از سر ما ادامه…
پارادوکسی لطیف
زنان ایران زمین سالها الگوی رفتاری خود را بر اساس آن چه در طول اعصار گذشته با آن خو گرفته بودند برنامهریزی میکردند. بر اساس این انگارهها، زنان سالها بدون هیچ حق و حقوق مدنی فقط متعلق به حوزهی خانواده بودند و راز عزت زن در فرمانبرداری بیچون و چرای ادامه…





















